تبليغاتX
** اینجا ایران ست **
روزهای سختی ست ؛ دوستان و مسئولین دیپلمات وزارت خارجه ۲ شب طاقت فرسا را

پُشت سر گذاشتند ؛ جمع کردن تمام وسایل و تصفیه حساب های مالی ؛ تعیین تکلیف با

مدارس و دانشگاه ها برای خانواده های دیپلمات ها و ... فشار روانی سنگینی را روی

دوستان آورده بود ؛ یک حرکت گاهی زمین و زمان را ویران می کند !

امیدوارم سفر بی خطری را دوستان مان در سفارت ایران در لندن داشته باشند .

بنده خدا آقای دکتر صالحی ؛ چه فشاری رو تحمل می کند این روزها ...

این روزها آسمان غرب و شرق از لندن تا تهران ترافیک دیپلماتیک را شاهد است ؛ ترافیکی

پُر از تصادف و بازگشت با دنده ی عقب !

 

ثبت شده به تاریخ جمعه 11 آذر1390 به قلم سید محمد امین شریفی ساداتی| |
امروز خبری در رسانه های کشور منتشر شد که باعث گردید ایمیل های مکرر و بسیاری برای

بنده ارسال گردد و افراد زیادی با بنده تماس بگیرند و خواهان شرحی بودند در باب عملکرد

دوران مأموریت دیپلماتیک ابوی بنده که به عنوان سفیر فوق العاده و نماینده ی تام الاختیار

جمهوری اسلامی ایران در نایروبی حضور داشتند که به علت خبر انتصاب جناب آقای گیوزار

به عنوان سفیر جدید ایران در نایروبی بوده است .

به همین دلیل بدین وسیله اعلام می نمایم که شرح عملکرد کاری سفارت ایران در نایروبی را به

علت درخواست مکرر دوستان در صورت نیاز احتمالاً در پُست بعدی مختصراً شرح خواهم داد .

امید است سفیر جدید ایران در نایروبی بتوانند ادامه ی روند بی سابقه و بسیار مطلوب کنونی را

حفظ و ارتقاء دهند .


ثبت شده به تاریخ سه شنبه 11 مرداد1390 به قلم سید محمد امین شریفی ساداتی| |
تمام شد ؛ با تمام ایراد هایش ؛ با تمام دلبری هایش ؛ با تمام اخت گرفتن هایش ؛ با تمام بد تا

کردنش هایش ؛ گرچه آخرش را آنقدر بد تمام کرد که شاید از او به بدی یاد کنند ؛ آخر تاریخ شهادت

می دهد که ایرانی ها فراموش کار ترین ملت عالمند ...

همین چند خط کفایت حال و احوالت بود ؛ خسته نباشی مَرد ... خسته نباشی میر باقری ؛ خسته

نباشی مومن .

خسته نباشید فریبرز خانِ عرب نیا ...

ثبت شده به تاریخ جمعه 7 مرداد1390 به قلم سید محمد امین شریفی ساداتی| |
ظاهراً کار ما با "کی روش" و گنده تر از او هم درست نمی شود .

ریشه که خراب باشد ؛ گند می زند به درخت ؛ درخت هم که خراب باشد و مفت بخورد و بخوابد

گند می زند به خاکِ زمین خدا . فوتبال ما با رحمتی 1 میلیاردی و قلعه نوعی گنده تر از 1 میلیارد

هم درست نمی شود ؛ فوتبال باید خراب باشد که " آ سِد مهدی " 1 میلیارد بگیرد ؛ آن هم برای

20 - 30 تا 90 دقیقه !

اصلاً اگر فوتبال خراب نباشد این 200 میلیارد هزینه ی مفت که هیچی نباشد 180 میلیاردش از

جیبِ مبارک بنده است و شما ؛ که تبدیل می شود به پورشه کاین و بی ام و 300 ؛ 400 میلیونی

بزرگواری مثل شیث رضایی ! که مملکت زیرو رو می شود .

یادش بخیر ؛ نیکبخت واحدی و رضا عنایتی چه پسرکان گوگولی مگولی ای بودند با اون موهای

فِرفِری و بینی های خوش فورمشان در جوار حرم آقا امام رضا (ع ) . { ابومسلم را می گویم }

کسی را مسخره نمی کنم ؛ آن موهای گوگولی مگولی را خدا بهشان داده ؛ اما اتو کشیدن موها

را بنده ی خدا ! ؛ ظاهر ملت به من چه مربوط آخه !؟! بحث جیب من و شماست ؛ حالا جیبِ من به

کنار ؛ من بخشیدم تا شکم کودکان بی نوایشان  !!! سیر شود و کودکانِ خوزستان و آبادان و ده

کوره های بلوچستان ؛ آن بزرگوارانِ افتخار آمیز را که به مالدیو هم رحم می کنند !!  را بکنند

اسطوره و الگویشان ؛ همان هایی که نمی دانند مزه ی آبِ شرب چگونه است و یک شکمِ سیر ؛

مثقالی چند است ؛ اما با عشق داد می زنند و می گویند : آبادان ؛ برزیلته !

پس فردا اون می شود مهندس مملکت و حقوق می گیرد 500 تومان اما آن بازیکن سوپر استاری

که هنوز بغل پا زدن هم بلد نیست و اندکی سواد هم در چنته ندارند ؛ { آن هم از نوع خواندن و

نوشتنش ؛ بیشترش پیشکشناش} میلیون میلیون پولش را می دهد وکیلِ خصوصی اش

بشمارد !

الان داد می زنید و می گید : آنها نباشند پس دیگر جوانانی که دادشان را داری سرگرمی ای

ندارند و اگر همین ورزش و فوتبال هم نباشد ؛ خلاف می شود رسم اول و آخر زندگی شان !

حرفتان منطقی ؛ اصلاً بگویید با طلا بنویسند حرفتان را ؛ اما حالا خودمانیم ؛ دکتر علیرضا دبیر و

دکتر امیر رضا خادم و علی دایی و هادی ساعی کجا و ژنرال امیر خان قلعه نوعی 1 میلیارد و

دویست میلیون تومانی کجا !!!

آخ ؛ پژمان نوری را از قلم انداختم ...

والسلام ...

ثبت شده به تاریخ پنجشنبه 6 مرداد1390 به قلم سید محمد امین شریفی ساداتی| |
از این به بعد "اینجا ایران ست" ؛ منطقه ی آباء و اجدادی ام ...


ثبت شده به تاریخ یکشنبه 2 مرداد1390 به قلم سید محمد امین شریفی ساداتی| |
دو ساله که نیستی ؛ هیچ سالی نبودم که باشم ؛ اصلاً به نبودنت معتقد نیستم که بخواهم

باشم ؛  هنوز تابوت خوش بویت را بر روی شونه هایم حس می کنم ؛ هنوز برایم از هر زنده ای

زنده تری ؛ نیستی ؛ اما هستی ؛ باید که باشی ؛ اگر نباشی پس خوبی و محبت بی ریایت را در

بود و نبود چه کسی و با یاد کدام یک از خلق خدا و در کجا بجویم ؟

حاج خانم ؛ هستی ؛ می دانم که هستی ...


........................................

* دومین سالگرد وفات مادر بزرگِ مهربان تر از مهربانم ؛ همان بهترینِ بهترینِ من است .

* فاتحه ای می خوانید ؟

ثبت شده به تاریخ جمعه 13 اسفند1389 به قلم سید محمد امین شریفی ساداتی| |

دقایقی پیش حسنی مبارک از قدرت کناره گیری کرد . جدا از این مسئله ی تاریخی آن هم

در روز 22 بهمن یعنی در سالگرد پیروزی انقلاب که ناگفتنی های بسیاری را برای گفتن

دارد ؛ دقت و کنکاش در مصاحبه های در حال پخش از مردم مصر بعد از این اتفاق که در

خبرگزاری های فارسی زبان و انگلیسی زبان جهان غرب در حال پخش شدن است تماماً به این

سمت در حال هدایت است : ...

.........................................

ادامه ی مطلب در وبلاگِ : "اینجا آفریقاست" به آدرس :

www.daricheh-siyasat.blogfa.com

ثبت شده به تاریخ جمعه 22 بهمن1389 به قلم | |

دقایقی پیش حسنی مبارک از قدرت کناره گیری کرد . جدا از این مسئله ی تاریخی آن هم

در روز 22 بهمن یعنی در سالگرد پیروزی انقلاب که ناگفتنی های بسیاری را برای گفتن

دارد ؛ دقت و کنکاش در مصاحبه های در حال پخش از مردم مصر بعد از این اتفاق که در

خبرگزاری های فارسی زبان و انگلیسی زبان جهان غرب در حال پخش شدن است تماماً به این

سمت در حال هدایت است : ...

.........................................

ادامه ی مطلب در وبلاگِ : "دریچه ی سیاست" به آدرس :

www.daricheh-siyasat.blogfa.com

ثبت شده به تاریخ جمعه 22 بهمن1389 به قلم سید محمد امین شریفی ساداتی| |

 این روزها نه تنها قاره آفریقا بلکه تمام جهان یکپارچه در انتظار اعلام نتیجه ی همه پرسی در کشوری هستند که پنجاه سال بازی شطرنج درهم ریخته ی آن را مشاهده کرده اند. بازی ای که پایاناش قواعد سیاست را از لیبی تا مصر ؛ از مصر تا عربستان ؛ از عربستان تا ایران ؛ از ایران تا فلسطین اشغالی ؛ و از تلاویو تا کاخ سفید ؛ همه را تحت تاثیر خود قرار خواهد داد.

صحبت از کشوری به نام جمهوری سودان ؛ با بیش از 2 میلیون و 500 هزار کیلومتر مربع مساحت می باشد . سرزمینی در عمق منطقه ی ژئواستراتژیک شمال شرق آفریقا و هم مرز با دریای سرخ . هم بستری با دریای سرخ گر هیچ برای سودان نداشت { که داشت } لیکن دریایی از خون را قریب به 5 دهه برای این سرزمین 40 میلیون نفری به ارمغان آورد . کشوری که لقب بزرگترین کشور در جهان اسلام را با خود به یدک می کشد . سودان با داشتن 853 کیلومتر طول خطوط ساحلی و همسایگی با کشورهایی همچون مصر ؛ لیبی؛ چاد ؛ آفریقای مرکزی ؛ جمهوری دموکراتیک کنگو ؛ اوگاندا ؛ کنیا و اریتره موقعیت خاصی جغرافیایی را از منظر ژئوپلوتیک به خود اختصاص داده است ؛ موقعیتی که اگر مرز آبی دریای سرخ را هم به آن اضافه کنیم همسایگی با عربستان سعودی را نیز در برخواهد گرفت .

لطفاً ادامه ی مقاله را در وبلاگ " دریچه سیاست " دنبال نمایید ...

........................................

* " دریچه ی سیاست " به آدرس : www.daricheh-siyasat.blogfa.com در دسترس شما عزیزان خواهد بود .

** برای لینک مستقیم می توانید بر روی کاراکتر " وبلاگ خودم " در بخش پیوندهای وبلاگ ؛ رجوع نمایید .

ثبت شده به تاریخ چهارشنبه 13 بهمن1389 به قلم سید محمد امین شریفی ساداتی| |
جدیدترین مقاله ی بنده با عنوان " فتنه ی سیاه " را می توانید در شماره ی جدید هفته

نامه ی "پنجره" رصد نمایید .

..........................................
* فتنه ی سیاه ؛ نگاهی به تحولات جمهوری سودان

* متن اصلی مقاله ی فوق در پایان هفته بر روی وبلاگ قرار خواهد گرفت ؛ قبل از آن می توانید هفته 

نامه ی فوق را از روزنامه ی فروشی ها تهیه نمایید .

ثبت شده به تاریخ یکشنبه 10 بهمن1389 به قلم سید محمد امین شریفی ساداتی| |
و گذشت ؛ یک سال هم گذشت ... به همین سادگی و به همین آرامی ...

دقیقاً یک سال از افتتاح وبلاگ " اینجا آفریقاست " می گذرد ؛ وبلاگی که در 4 بهمن 88 در دُبی

کار خود را آغاز کرد . در این مدت از خیلی از شهر ها و کشورها سر برآورد ...

حدوداً 3 یا 4 بار شیوه نگارش وبلاگ را تغییر دادم ؛ به آرامی که مخاطب زیاد متوجه تغییر 

ناگهانی نشه ؛ قلمی که در 150 روز اول هر شب و بدون حتی یک روز وقفه بر صفحات وبلاگ 

رقاصی کرد و تهمت ها شنید و لطف ها به جان خرید . 

اتفاقات خوب و بد زیادی افتاد ؛ معدلش را که می گیرم می بینم حکمت آن بالایی بود .

من ؛ اینجا ؛ آفریقا ؛ کنیا ؛ نایروبی ...

همه اش مسیر سرنوشت بود ؛ اما سرنوشت را هر بار سعی کردم از سر بنویسم .

دوست دارم نقدی کنید از آن روی سکه ؛ از سمت و سوی بدون تعارف و دلدادگی !

بر نوشته هایم ؛ بر مسیر وبلاگ ؛ این اولین تجربه ی وبلاگ نویسی ام نبود ؛ 6 سالی هست که 

وبلاگ نویسم ؛ سیاسی نویس ؛ علمی نویس اما بار اول بود که روزنویس و بعد گاه نویس

و عامیانه نویس می نوشتم ؛ نمره اش را شما بدهید ؛ گرچه نمره اش هر چه باشد باز دوستش

دارم ؛ نه این که خاص بوده باشد { که بود } ؛ برای اینکه نیک ایمان داشتم ؛ نه ؛ نیک ایمان 

دارم ؛ پس منتظر پیکان نقدتان هستم ...


........................................

* از بهمن 88 تا بهمن 89 را در لابلای آرشیو بیابید ...

** گمان دارم مسیر وبلاگ از چند روز دیگر تغییر میکند ؛ مسیرش تغییر نکند ؛ محتوای قلم تغییر

می کند بدون شک ...


ثبت شده به تاریخ دوشنبه 4 بهمن1389 به قلم سید محمد امین شریفی ساداتی| |

وقتی دور از وطن باشی یاد بهترین دوستانت مرهمی ست جادویی بر دل تنگت .

چند لحظه پیش "وحید میرطاهری" عزیز ؛ این سرباز جان برکفِ وطن این شعر رو برام جهت

کادوی تولد فرستاد ؛ وحید جان : سپاسگزارم به قامت آسمانِ دلت ...


اصل شعر :

تو بيست و هفتمين روز زمستان

ميون سوز و سرما برف و بوران

يكي از دوستان آمد به دنيا

كسي كه حالا رفته به كنيا

گويند از ابتدا اهل سياست بود

تو گهواره پي ميز رياست بود

همه طفلان زبان با آب و بابا مي كنند باز

ولي او با دموكراسي سخن را كرد آغاز

چو ديگر كودكان در كوچه مي كردند بازي

او بود دنبال علت سقوط حزب نازي

چو بود ورد زبان بچه ها كارتن يوگي و اي كي يو

او از هگل مي گفت و ماكياول و مونتسكيو

يه روز در مدرسه هنگام ورزش

يكي از قصد زد و دست و سر او را شكستش

بلند شد از زمين و دست خود را برد بالا

بگفتا اي مخالف تا هميشه زنده بادا

دگر روز موقع بازي فوتبال

تيمش بازنده شد از روي شانس از رو اقبال

به اوگفتن تيمت داره مي بازه

نداري روي نيمكت يار تازه؟

بگفتا من هميشه بازي هايم برد برد است

كسي گر غير از اين حرفي زده شكر خورده است

دارم تيمي دگر يك جاي ديگه

تيمم از بهترين تيم هاي ليگه.

.

.

.

.

.

.

.

.

همه اين ها كه گفتم شد بهانه

تا گويم اي رفيق دور ز خانه

مبارك باشد بر تو اين ولادت

هميشه باشي خوشحال و سلامت

(اين چند تا نقطه يعني اين شعر ادامه دارد)

ثبت شده به تاریخ دوشنبه 27 دی1389 به قلم سید محمد امین شریفی ساداتی| |

تا بحال دور و برو اطرافتان را نگاه کرده اید ؟ حتماً نگاه کرده اید ؛ دیده اید که بعضی ها چه بودند

و حال چه شده اند ؟ این منفعت طلبی دیگر احوالاتی برای انسان نمی گذارد .

کسی که تا دیروز پشت سر اون یکی حرف می زد حالا واسه ی چیز دیگه ای میشه مداح اون

طرف.

انسان خود فروخته است ... قیمت ندارد ... ارزان است ؛ مفتِ مفت ...


.......................................

* فکر نکنید طرف حسابی ندارد این سخنان ؛ طرف دارد ؛ خوب هم دارد ...

ثبت شده به تاریخ دوشنبه 20 دی1389 به قلم سید محمد امین شریفی ساداتی| |

تعداد بسیاری از دوستان ؛ آشنایان و همکاران سابقم و بسیار افرادی که نمی شناسمشان اما

خواننده ی این نوشته ها هستند از بعد از ظهرِ امروز تا بحال بسیار به من زنگ زده اند و ایمیل

داده اند و پیام گذاشته اند که اوضاع وزارت خارجه چگونه است و چرا وزیر وقت "جناب آقای

متکی" برکنار شده اند ؟


دوستان کمی اجازه دهید که چند روزی بگذرد ؛ این موضوع به شخصه برای بنده نه تنها دور از

ذهن نبود بلکه حتمی بود چرا که بنده از 3 ماه پیش یقین داشتم که صندلی ایشان لرزان است و

بیش از 100 روز بر این مسند دوام نخواهند آورد .


این برکناری در حالی بوده است که ایشان جدایِ اینکه در حال اقامت در کشور سنگال جهت

تسلیم پیامی وِیژه به رئیس جمهور سنگال بودند ؛ در راه بازگشت { امروز } قرار بود در کنیا

توقف کوتاه چند ساعته داشته باشند و در صورت امکان ملاقاتی با رئیس جمهور و یا حداقل وزیر

امور خارجه کنیا داشته باشند .


منتظر تغییرات "بسیار وسیع" در کلیه سطوح وزارت خارجه باشید .

ثبت شده به تاریخ سه شنبه 23 آذر1389 به قلم سید محمد امین شریفی ساداتی| |
دلم هوایی شد در هوای بی هوای وطن . دلم گواهی داد که بگذار ذوالجناح بتازد به سانِ ذوالفقارِ

علی (ع) . تصویر ورق پاره های این دفتر مجازی دلش فضایی می خواست که تقدیمش کردم و

قالب شایسته ی این ماه را به پیکره اش هدیه نمودم .

هر کجا هستم ؛ باشم ؛ آسمان مالِ من است ؛ حسین (ع) مالِ من است ...

ثبت شده به تاریخ دوشنبه 15 آذر1389 به قلم سید محمد امین شریفی ساداتی| |
 

می گویید دل ها هستند که در پس ابرها طوفان ها را مهار می کنند و یادی می کنند از گوشه

و کنار این زمین خدا و می بارند بر زمینی که مهم نیست آفریقا باشد یا اروپا یا تکه ای بدون

نام . مهم این است که هستند به یادت دوستانی که شایسته ی تقدیرند . این ابرها همان

دوستان مهربانانی هستند که رحمت می بارند ؛ اجازه ی تابش می دهند به خورشید و سایه

می کنند برایت تا آسوده باشی .

 

این چند کلام بالا بهانه ای بود برای تشکر از تک تکِ دوستان و فامیل و آشنایان و همکاران

و هم کلاسی های گذشته و حال و همکاران سابق و حالِ پدرم عزیزم که از ایران و کنیا و لبنان

و امارات و عمان و لندن و ... یا صدای تلفنم را لرزاندند تا هنگامی که گوشی ام را پاسخ می

دهم صدای عزیزان دور و نزدیکی را بشنوم که به اعتبار جَدَم ؛ رسول خدا (ص) و علی

مرتضی (ع) عید را در غربت و بدور از وطنم به من تبریک بگویند و یا نظاره گر کلمات پر

مهر عزیزانی شوم که چند خطی را به رسم یادگاری برایم ارسال کرده بودند در لابلای این

نامه هایی که نامش را "ایمیل" می گذارند . سپاسگزار مهربانانی هستم که مرا شرمنده کرده

و خرسند نمودند از صدایشان . باشد که این عید سعید آغازی باشد برای اوج گرفتن

موفقیت هایشان .

 

........................................

* تبریکات شخصی بسیاری را در پس پیام های عمومی و خصوصی در صفحه فیس بوکم

از "دوستان مجازی ام" دریافت نمودم که به همان میزان شایسته تقدیرند ؛ سپاسگزارم .

** رامین علیدوست عزیز هم سر سفره عقد نشست ؛ مبارکش باشد انشاءالله .

ثبت شده به تاریخ پنجشنبه 4 آذر1389 به قلم سید محمد امین شریفی ساداتی| |
 

چه خاطره زیبایست که وقتی سر کلاس نشسته ای و خانم میانسالی که هم کلاسی ات

است و ملیتی کنیایی دارد بیاید بهت بگوید : تو ایرانی هستی ؟ می شناسم "خواجه حافظ
 شیرازی یتان" را ؛ می شناسم آن شاعر بی همتا را ...
 
........................................
 * با اَخم و لب و لوچه ی آویزان سر کلاس پرفسور "یامبو" رفته بودم و نشسته بودم که این
 حرف مرا برای ۳ ساعت کلاسِ یکسره شارژ نمود !
ثبت شده به تاریخ سه شنبه 25 آبان1389 به قلم سید محمد امین شریفی ساداتی| |
 

اعلامیه پشت اعلامیه ؛ اعتراض پشت اعتراض ؛ حرف نسنجیده پشت حرف نسنجیده

صدایشان گوش فلک را کر کرده ؛ صدایی که صدا نیست ؛ حرف ناحق است .

می گویند : این مصداق بارز ظلم است که دانشجو با پول وارد گود میز و نیمکت دانشگاه

گردد . برادر ؛ مگر خدا توانایی اندیشدن را از تو ستانده ؟

تمام دنیا این روال معمول است . در تمام دانشگاه های "برتر" دنیا این یک اصل است .

صدایشان در آمده چون می خواهند در نطفه خفه کنند پیشرفت این سرزمین را .

هنوز نمی توانند هضم کنند که کنکور تنها و تنها یک سدِ بی سوادی ست نه با سوادی !

می خوانی ؛ حفظ می کنی ؛ کنکور می دهی ؛ یادت می رود !

چهار اصلی که برخی از دوستان با عدم پذیرش اش سواد را در دانشگاه هایمان قی کرده اند .

خطاب به مجلس ؛ دولت و شورای نگهبان : عقب نشینی از این طرح بازگشت به 20 سال قبل

از تنظیم سند چشم انداز 20 ساله است .

انتقاد به طرح فوق جهت اصلاح :

اضافه کردن حداقل معدل 16 یا 17 و داشتن حداقل نمره 6 از آزمون آیلتس .

نتیجه: افزایش بهره وری دانشگاه ها ؛ دانشجویان و رواج آموزش زبان انگلیسی برای دست

یابی به منابع به روز دنیا جهت پیشرفت و به روز رسانی علمی در کشور .

 

........................................

* عده ای از آقایون معتقدند این طرح موازی کاری ست با دانشگاه های غیر دولتی و خصوصی

و باعث ورشکستگی آنها می شود .

حرفتان درست . اما دیگر نقاط دنیا چه کار کرده اند که هم سود می دهد دانشگاه هایشان هم

آینده می ساز و هم رقابتی که ارتقاء کیفیت آموزشی را در فضای رقابتی ارزانی می بخشد !

حرفتان متین ؛ اما کدام دانشگاه غیر خصوصی ؟ غیر انتفاعی ها یا پیام نور که باعث خجالت

است ؟ یا دانشگاه های آزاد { به جزء ۷-۸ واحد آموزشی اش که انصافاً از واحد های دولتی

نیز چندین سرو گردن بالاتر اند ؟ }

مگر نه اینکه این مصوبه خود دیگر دانشگاه ها را مجبور به ارتقاء سطح علمی برای رقابت با

دیگر مراکز آموزشی می نماید ؟

** ۶ - ۷ تشکل دانشجویی را که کمترین اقبال دانشجویی را با خود در کشور دارند جمع کرده

اند تا صدای جهل باشند در مقابل تمامِ علم !

*** به شخصه یکی از بزرگترین علل ضعف در سیستم آموزشی کشور را عدم وجود شعب

دانشگاه های برتر دنیا در کشور می دانم . سیاستی که نظام آموزش رقابتی در کشور

را متحول می ساز و در تمام کشور های توسعه یافته در در حال توسعه امری ست معمول .

**** نگاهی کنید به آمریکا ؛ انگلستان ؛ ژاپن ؛ استرالیا ؛ آفریقای جنوبی ؛ کنیا و برزیل .

چرا این کشور ها در قاره های خود حرف اول را در سیستم آموزش عالی می زنند ؟

جایگاه ما به عنوان یکی از ۳ کشور نخبه پرور "ذاتی" کجاست ؟

ثبت شده به تاریخ پنجشنبه 20 آبان1389 به قلم سید محمد امین شریفی ساداتی| |
 

این روزها بحث ها داغ است بر سر انکار یا تأیید ؛ بر سر بودن یا نبودن یک اصل یا یک فرع !

این روزها صدا ها آهسته به گوش می رسید ... فریاد ها گوش های شنوا می خواهد و زبان

حاضر به جواب ! آنکه منطق دارد همیشه پیروز نیست ؛ آنکه اصل بر کنترل منطق دارد هم

پیروز نیست ؛ این روزها کسی پیروز است که افکار آدمی پیروزش اعلام دارند .

افکاری از منِ در آفریقا ؛ و توی در آمریکا ؛ و ایشانِ در ایران ؛ بحث بحث جدی ای ست ...

تایید یا انکارش ؛ انتخابِ هر کدامش با شماست .

اصل مطلب و ادامه اش را اینجا بخوانید ...

 

........................................

* بر روی کارکتر قرمز رنگِ داخل متن کلیک کنید تا راهیِ صفحه بحث شوید .

** مشارکت در بحث حق شماست ؛ حتی اگر توان بحث کردن نداشته باشید !

ثبت شده به تاریخ دوشنبه 10 آبان1389 به قلم سید محمد امین شریفی ساداتی| |
 

هر کس بزرگ ترین مشکل در کشورهای آفریقایی را یک طور بیان می کند . ار عدم توسعه

یافتگی ؛ فقر ؛ در گیری ؛ جنگ و امنیت بگیر تا زیبایی های بکر و طبیعت شگفت انگیز  

و کشور های جدا بافته ای چون  آفریقای ؛ جنوبی ؛ کنیا و حتی به میزان اندکی تونس و مصر

( به لحاظ پیشرفته تر بودن ) و اقتصادی پویا تر داشتن و ...

اما من بزرگ ترین مشکل این سرزمین ها را دندان تیز کردن های بالایی ها می دانم و بس !

اینجا خیلی ها کاسبند ! از رئیس دولت بگر تا نماینده پارلمان.همه یک Business Man پخته و جا

افتاده هستند .

اول جیبِ خودم ! این شعار اصلی بالایی هاست در این قاره ای که می توانست و می تواند

قدرت اول اقتصادی جهان باشد و نه ابزار قدرت های اول جهان !

به قول ضرب المثلی ایرانی : دیگی که برای من نجوشد ؛ می خواهم سرِ سگ توش بجوشد !

ثبت شده به تاریخ یکشنبه 9 آبان1389 به قلم سید محمد امین شریفی ساداتی| |
 

به راستی اینجا آفریقاست ؟؟؟

کاش می شد در ایران هم استاد پدر دانشجو را جلوی چشمانش بیاورد ؛ کاش می شد اساتید

عزیز سرزمینم به جای تحقیق های انفرادی ؛ فرد را مجاب به تحقیق گروهی نماید تا هم یاد

بگیرند که دموکراسی نخبگان چیست و نیز جمعی کار کردن را درک نمایند ؛ کاش اساتید باوقار

ایران زمین ابتدای ترم مانند اینهایی که نامشان را "سیاه" خطاب می کنند در ۴ برگِ ورق پاره

آن هم از نوع "نا قابلش" کل رئوس درسی هر جلسه و ترم و منابع مربوط به آن سرفصل را

و آزمون پایان ترم و هر آن بلایی که می خواهد سر دانشجو در بیاورد را ذکر می کردند و

می دادند دستش و منتظر بازخواست آخر ترم می شدند . کاش وقتی استاد ساعت را در سر

کلاس از دانشجو می پرسید یک ساعت ؛ عقب ؛ جلو نمی کردیم که بخواهیم شَرِ کلاس را از

سرمان باز کنیم . کاش شأن دانشجو حفظ می شد و برگه ی حضور و غیاب را خودش پُر

می کرد ؛ و کاش شأن استاد هم حفظ می شد و به دروغ دیگری را جای خود برای گفتن :

"حاضرم" بر سر کلاس راهی نمی کردیم ؛ کاش دانشجو بودیم ؛ کاش استادی بلد بودید ... !

 

........................................

* این نوشته به عبا و قبای کسی بر نخورد ؛ لطفاً !

* استادانِ تک و بِکرمان به کنار ؛ مخاطبم فقط آنهایی بودند که ...

* واقعاً ما اساتید آینده ایم ؟ سرت را پایین بگیر مرد ؛ بالا نگه داشتنش کفر است ...

ثبت شده به تاریخ سه شنبه 4 آبان1389 به قلم سید محمد امین شریفی ساداتی| |
 

در دنیای پسا مدرنی این روزهای ؛ دیپلماسی تک بُعدی جای خود را به دیپلماسی هفت رنگ

در حوزه سیاست خارجی داده است ؛ خوش رنگ و لعاب ترین نوع دیپلماسی این روزها

دپپلماسی فرهنگی است که نه تنها به آن به شدت احتیاج داریم ؛ بلکه احیای دوباره و باز

اندیشی سیاست های کشور در این حوزه را نیز می توان از اولویت های کاری کشور دانست .

 

عمده بار مسئولیت در حوزه فرهنگی برون مرزی بر دوش سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی

ست ؛ سازمانی که مسئول مستقیم انتخاب رایزنان و وابسته گان فرهنگی کشور در خارج از

مرز ها ست . در کل ؛ سازمان فوق یک سازمان خاصی ست که تمامی کارمندانش نقد های

بسیار جدی ای را به آن دارند . یکی از نقد های اصلی ؛ نوع انتخاب رایزنان فرهنگی و اشخاص

انتخاب شونده است . هوش ؛ تفکر باز ؛ جسارت ؛ نفوذ ؛ دلسوز بودن ؛ تسلط بر امور تبلیغات

و فرهنگ ؛ تجربه ی موفق ؛ هماهنگی با مجوعه نمایندگی ها و مراکز تصمیم گیری در مرکز ؛

آشنایی عمیق با امور اندیشه اسلامی و فرهنگی کشور و تسلط بر زبان های خارجی نیز از

عوامل اصلی انتخاب یک رایزن خواهد بود که این عدم اجماع ویژگی ها ؛ همیشه از مشکلات

حوزه انتخاب فرهنگی نمایندگی های ما در اکثر نقاط دنیا بوده است .

 

چند خط بالا گفتاری بود به بهانه انتصاب ریاست جدید سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی !

دکتر محمد باقر خرمشاد چهره ی آشنایی ست ؛ جدا از شخصیت متین شان ؛ از افرادی ست

که می توان گفت در "حوزه تئوری علوم انسانی" در دانشگاه ها حرف برای گفتن دارند .

نمی دانم انتخاب ایشان انتخاب شایسته ای بوده یا نه ؛ اما می دانم با توانایی هایی که در

ایشان سراغ دارم ؛ شاید بیتوانند نفس و امید تازه ای را در حوزه دیپلماسی فرهنگی برای

کشور در بُن این سازمان ایجاد کند . این انتخاب جدا از تجربه های کاری متفاوت دکتر خرمشاد

از آن جهت حائز اهمیت است که شخص دکتر حسینی وزیر محترم فرهنگ و ارشاد اسلامی

انتخاب کننده ای است که خود تجربه رایزن فرهنگی سفارت جمهوری اسلامی ایران در کنیا

را داشته است ؛ دورانی که آن را می توان بزرگ ترین پشتوانه ی این انتخاب از سوی وزیز

فرهنگ نامید . امید است این انتخاب در پس سایه مهندسی مدون فرهنگی ؛ پایان خوشی

داشته باشد .

جناب دکتر خرمشاد ؛ راه سختی در پیش دارند و امیدوام ایشان بر خلاف شاخه ؛ شاخه شدن

مسئولیت هایشان در چند سال اخیر که عدم تمرکز کاری را برایشان به دلایل مختلف به

ارمغان آورده ؛ با بهره گیری از معاونین اصلح بخصوص در حوزه های بین الملل و گزینش و نیز

اقتدار در تصمیم گیری ثبات کاری و بهسان سازی بهتری را در سازمان فوق به وجود آورند .

ثبات کاری ای که باید الزاماً هر چه "بیشتر" و "خاص" تر بر روی کشور های افریقایی متمرکز

گردد و تمرکز بیشتری در جذب فکری مردمان این سرزمین و  نیز تعلیل نگاه های منفی اذهان

مردم در باب ایران شاسی در حوزه اروپا در اولویت کاری ایشان باشد ؛ اولویتی که با توجه به

سابقه هر چند بسیار کوتاه ایشان در وزارت خارجه می تواند باعث تعامل هر چه بیشتر دو

دستگاه برون مرزی ما در حوزه سیاست گذاری و صد البته در انتخاب اصلح ترین افراد و خروج

از درجا زدن در رایزنی های فرهنگی کشور عزیزمان گردد .

 

........................................

* بر روی کارکتر های قرمز رنگ داخل متن کلیک نمایید .

ثبت شده به تاریخ یکشنبه 2 آبان1389 به قلم سید محمد امین شریفی ساداتی| |
 

این پُست تنها و تنها برای آقای مسعود مرادی ست و تیمش !

آقای مرادی تا کی شما و تیم داوریتان هر بار که برای پرسپولیس سوت می زنید باید افتضاح

ترین قضاوتتان را داشته باشید !

نباید شک کرد به این که تنها و تنها از روی اغراض سوت به دهان می گیرید ؟

خنده دار است .

به قول آقای سعیدلو این بازی "باید" برنده می داشت !

نوبتی هم اگر بود ؛ نوبت استقلال بود ! مگه نه جنابِ ... ؟

 

........................................

* شاید این پُست را بعد از ساعاتی حذف کردم ؛ و شاید هم این پُست که "قطعاً" شایسته ی

آقای X و Y است در حافظه ی این ورق پاره ها بماند . همین و بس !

ثبت شده به تاریخ جمعه 23 مهر1389 به قلم سید محمد امین شریفی ساداتی| |
 

موسیقی به صدا و نوایی گفته می شود که شنیدنی و خوش آیند باشد به طوری که انسان

و موجودات زنده را دچار تحول کند ؛ موسیقی بیان احساسات انسان است به وسیله اصوات .

موسیقی هنری است دارای نوا و سکوت .

 

چند خط ابتدایی این نوشته صریح ترین و ملموس ترین تعریفی ست که می توان از موسیقی

برداشت نمود و آن را سر لوحه ی ساخت یک اثری ماندگار در حوزه موسیقی نمود .

 

نغمه ها ؛ ساز ها و آلات موسیقی در ایران به هزاران سال قبل از میلاد مسیح باز می گردد .

بخش بزرگی از آسیای میانه ، افغانستان ، پاکستان ، جمهوری آذربایجان ، ارمنستان ، ترکیه

و یونان متأثر از این موسیقی است و هرکدام به سهم خود تأثیراتی در شکل گیری این

موسیقی داشته‌اند .

 

حال یک سوال ساده : چه شده است که امروز بوی مرگ موسیقی در ایران را می توان در

تک تک آلبوم های موجود در بازار های فروش آلبوم های موسیقی شنید ؟

 

امروزه شعر های مورد استفاده در آلبوم ها ؛ عدم وجود موسیقی دانان حرفه ای دوره های

گذشته همچون مرحوم بابک بیات ؛ وجود خوانندگانی که بیشتر به رقاص و کودکان مدرسه

نرفته شباهت دارند ؛ هزینه سنگین دستمزد آهنگ سازان ؛ تغییر سلیقه مردم به سمت

موسیقی های خاص و بعضاً جلف ( که این مورد را می توان به واردات موسیقی غربی و نیز

سازهای خوانندگان لس آنجسلی مرتبط دانست ) ؛ همچنین باز شدن درب های موسیقی در

وزارت ارشاد به بهانه آزادی در موسیقی ؛ همه و همه را می توان از علل ابتذال در موسیقی

ایران دانست . موسیقی ای از اوج به اعماق زمین سقوط کرده است .

 

شاید این جمله ی آخر ارتباط آنچنانی به یاداشت بالا نداشته باشد اما این روزها ظهور

موسیقی شدیداً مبتذل افغانی و وجود کوتوله هایی چون خوانندگان زیرزمینی رپ من را به

سمت گورستان موسیقی ایران سوق می دهد . باید هوشیار بود ؛ زمان پشیمانی نزدیک

است .

 

........................................

* این نوشته هیج ربطی به " اینجا آفریقاست " نداشت ؛ تنها ربطش را می توان در بی هویتی

موسیقی در کنیا و فضای بسیار تاریک این دو موسیقی دانست .

ثبت شده به تاریخ دوشنبه 12 مهر1389 به قلم سید محمد امین شریفی ساداتی| |
 

نوع نگاه استراتژیک در دستگاه سیاست خارجی هر کشوری می تواند روند شکل گیری و

سیستم مدیریت همه جانبه در حول محور دیپلماسی هر کشوری را مشخص کند .

در چند خط کوتاه نمی توان تحلیلی جامع بر روند موضوع پیشه رو داشته باشم ؛ تنها لازم

و ضروری دانستم که جند خطی در مورد نگاه ویژه ی این روز های دستگاه دیپلماسی

ایران در باب نگاهی و عمیق تر به " استراتژیک ترین قاره ی اقتصادی جهان " داشته باشم .

 

سمینار هم اندیشی دوستی "ایران و قاره ی آفریقا" این روزها در رأس امور کاری وزارت

امور خارجه کشورمان می باشد ؛ نگاهی که از سوی دولت دهم نشان داده که بر خلاف روند

گذشته ؛ دیپلماسی هر چه فعال تر با قاره سیاه مد نظر گرفته شده .

سکوی پرتاب ایران را تنها و تنها می توان در قاره ی افریقا دید ؛ حضور درقاره ای که بر خلاف

تفکر رایج در کشور ؛ به علت حضور قوی بریتانیا و چَنپره ی سیاسی ایالات متحده امریکا در

این کشورها بسیار مشکل تر از قاره هایی است که سالها بود انرژی خود را "نه بی جهت"

بلکه بیش از حد در آن حوزه ها صرف کرده بودیم ؛ حال وقت آن رسیده که نگاه مثبت و قابل

ستایشی که با جسارت فراوان از اواسط دولت نهم شروع گردیده بود و سال ها بر روی میز

کارشناسان خبره کشور در سال های قبل خاک می خورده ؛ روندی اصولی و سرعتی به خود

بگیرد .

امید است با کار و کوشش تمامی سفرا و دیپلمات های ما در قاره سیاه روندی رو به رشد تری

را در ارتباطات فوق شاهد باشیم .

 

ثبت شده به تاریخ چهارشنبه 24 شهریور1389 به قلم سید محمد امین شریفی ساداتی| |
 

وقتی به مسجد ارگ قدم می گذاری تنها دروغ می بینی و کبر و تهمت و ریا و باز هم دروغ !

بعد آقا گله می کند که چرا رهبری او رو در بیت راه نمی دهد تا افاضه ی کلامی کند از نوع

"ف.س" !

دولت و رئیس دولت و شهردار و رئیس دفتر و روحانی و مرجع و سردار و شهید و سفیر و کبیر

و وکیل و جانباز هم نمی شناسد ! هر جا قلم چرب تر باشد ؛ نانش هم چرب تر می شود !

کلاً بعضی ها را اگر گوشه چشمی به ایشان نمایی فکر می کنند گُنده شده اند ؛ اما به اندازه

آب بینی بزغاله ای که علی (ع) دنیایش را به آن تشبیه کرد هم وزنی ندارند !

آخرت فروشی را پشت تیریبون مسجد ارگ بیابید ! شبها زیر طاقِ گناه !

اینجا ایران ست ! { جانم فدایش }

ثبت شده به تاریخ شنبه 30 مرداد1389 به قلم سید محمد امین شریفی ساداتی| |
 

می گویند چرا کم می نویسی ؛ بهتر بگویم ؛ همه می گویند چرا نمی نویسی ؟

وقتی هوای ایران ریه هایت را پُر می کند ؛ انگار عشق با ولتاژ ۲۲۰ وات قلبت را تسخیر

می کند . دوستانت ؛ شبهای تهران ؛ دود و ترافیک و بعضاً زیارت روزه خواران {که به من چه!}

فامیل و سیاستمدار را که می بینی به کنار ؛ اما ...

این "اما" گفتن دارد ...

وقتی پایت را به داخل نمایشگاه قرآنی می گذاری که سال های سال شب ها ؛ بعد از صدای

ربنا و افطار دو سه شبی را در آن می چرخیدی و عطر قرآن را به ریه هایت می فرستادی

دیگر آن حس را نداری !

نفاق و تهمت و بی ایمانی را به وضوح درک می کنی ؛ حتی اگر در این غرفه های بیشمار

راه بروی و لابلای مردم غرق بشوی بی آن که کشتی ای باشد از حق که تو را به آغوش گیرد

و بگوید : آرام و بی پرده باش که حیا و شرم و البته انصاف از تو "فاحشه ای سیاسی"

نسازد .

آری ؛ اینجا ایران ست ...

ثبت شده به تاریخ جمعه 29 مرداد1389 به قلم سید محمد امین شریفی ساداتی| |
 

ترجیح می دهم ساندویچی ننویسم ؛ ترجیح می دهم خط به خط نوشته هام حرف برای گفتن

داشته باشه ؛ گرچه معتقد هستم که کاملاً و خط به خط از ۱۶۰ پُستی که هر روز به روز

می شد حرف برای گفتن داشت { به غیر از ۲ یا ۳ پُست } .

اگر چیزی در بعضی پُست ها نیافتید حق دارید ؛ چون خاص نوشتم ؛ هوشیار تر اگر بخوانید

دنیایی از حرفِ دل و حرفِ علم و صد البته نشانه ی عدم تغییرِ من را خواهید دید .

پس : وبلاگِ "اینجا آفریقاست" دیگر هر روز به روز نمی شود !

اما وبلاگ "اینجا آفریقاست" کاملاً فعال بوده و محلی خواهد بود برای اندیشه های پویا ...

هر بار که نیاز باشد بروز خواهد شد ؛ پس هنوز "اینجا آفریقاست" ؛ تنها سکوی پرتابِ ایران !

ثبت شده به تاریخ دوشنبه 7 تیر1389 به قلم سید محمد امین شریفی ساداتی| |
 

کمی به من اجازه فکر کردن می دهید ؟ اجازه تصمیم گیری ؟ اجازه جلوگیری گیری از جزر و

مد فکری ؛ اجازه دیدن و شنیدن . اجازه بی اجازه !

اینجا آفریقاست ؛ اینجا آفریقاست فکر می کند و تصمیم می گیرد ؛ قلم فروشی ممنوع !

اگر نمی توانی نیوتن  باشی ؛ لااقل سیب باش ؛ تا افتادنت اندیشه ای را بالا برد !

 

........................................

* آیا می دانید : اجناس و کالاهای تجاری عرضه شده در فروشگاه ها و مراکز خرید کالا در کنیا

با حداقل ۱۶ درصد مالیات بر قیمت کالا عرضه می گردد ؟

ثبت شده به تاریخ یکشنبه 6 تیر1389 به قلم سید محمد امین شریفی ساداتی| |
 

خستم ؛ بعضی وقت ها پشیمانی فایده ای ندارد ؛ حتی گر آسمان هم حکم به تأیید آن بدهد .

چه نیک گفته اند بزرگان که صحتِ امورتان را در اعمالتان ببینید .

 

دقیق تر نگریستم ؛ امروز دقیق تر نگریستم من مردمانی را که ... بهتر است که من ...

 

.......................................

* آیا می دانید : تمامی مکان های مسکونی آپارتمانی در کنیا در یک محوطه ی خاص و با

حضور تعدای چند ساختمان دیگر ساخته شده است و آپارتمان ها به صورت تک ساختمان

قرار ندارد ؟

ثبت شده به تاریخ شنبه 5 تیر1389 به قلم سید محمد امین شریفی ساداتی| |

RSS